پشت هیچستان جایی است

متن مرتبط با «دانشجویان کره ای در ایران» در سایت پشت هیچستان جایی است نوشته شده است

ماجرای پشت اتاق عمل

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «پشت اتاق عمل» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک جا دلت ریخته است پشت در اتاق عمل..... دلت به هیچ چیز بند نیست.... اگر ایمان و اعتماد روزهای بیست سالگی بود الان پاهایت محکم تر بود و خودت را به صندلی نمی رساندی که مبادا بیفتی.... دنیا بی  حساب و کتاب است.... دنیا بیرحم تر ...

    ادامه مطلب
  • بررسی آگاهی های لحظه ای تکانه ای

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «آگاهی های لحظه ای تکانه ای» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. جهان لبریز است از آگاهی های لحظه ای تکانه ای...... نمی دانم بخاطر غفلت ذاتی بشر یا میل به فرار از این قسم آگاهی ها است یا ذات دنیا بر این مدار می چرخد...اما به هر روی چنین آگاهی هایی لحظه ای تکانه ای هستند......

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات رمضان

  • نیلوبلاگ

    در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «رمضان» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همین ها.... من به همین مختصرها قناعت دارم.... من مباداهای معنوی را از سر گذرانده ام و به همین اندک ها بسنده ام.... به حرم رفتن هایم با پسر کوچکم..به جواب دادن به سوالهایش وسط دعاها... پیله خلوت و سکوت و تمرکز نیستم... تازه از بودنش هم کلی مسرو...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات بیرون دیوارهای بودن

  • نیلوبلاگ

    بیرون دیوارهای بودن در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «بیرون دیوارهای بودن» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پشت هیچستان جایی استبیرون دیوارهای بودن...

    ادامه مطلب
  • آتشفشان خاموش در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «آتشفشان خاموش» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بله سی و دو سالگی دیگر سن حساسیت های دهه بیست نیست اما سه شب از دیدن دختر فروشنده توی پروما می گذرد و هنوز قلبم میکوبد.... همسرم توی پرو است که فروشنده مغازه کناری می اید داخل و مرا نادیده می انگارد....باهم گپ می زنند... پسر می گوید امشب ب...

    ادامه مطلب
  • جزئیات تازه از پاییز 95

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «پاییز 95» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اما سکوت می کنم..... به زیبایی کودک چهار زانو نشسته روی صندلی جلو نگاه می کنم و می رانم...به خانه می رسیم اما همچنان می رانم...کنار دیوار باغ آستانه آرام می رانم....کودکم آرام است....من ساکت و پر از اشک...دلم هو...

    ادامه مطلب
  • بررسی پیرمرد سنگین درون من

  • نیلوبلاگ

    این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «پیرمرد سنگین درون من» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  ...

    ادامه مطلب
  • پیرمرد سنگین درون من

  • نیلوبلاگ

    پیرمرد پر از دردی درونم نشسته است.گاه به سختی می گرید و پاهایش می لرزد و تاب ایستادن ندارد. اینجور مواقع مجبورم راهنما بزنم و بکشم سمت راست بلوار، اتوموبیل را نگه دارم ، سرم را روی فرمان بگذارم و گریه کنم....بی محابا ...از آن شب، آن شبِ پنج حرف حقیقت پیرمرد آمده است و من سنگینی ژولیدگی صبرش را با خو...

    ادامه مطلب
  • دانشجویان کره ای

  • نیلوبلاگ

    دانشجوهای کره ای ام مهمانم هستند. مشغول درآوردن دسر از قالبم که مدام می گویند استاد بیایید و من به عادت ایرانی وارم می گویم شما شروع کنید که نمی کنند... می خواهند به آداب ، قبل از غذا دعا کنند. حمیدکه می خواهد فیلم بگیرد مانع می شود و می گوید دعا برای نمایش نیست... همین که شروع به دعا کردن می کند یوهان دلم از جا کنده می شود... حتی کودکان یک ساله و سه ساله اش هم چشم هایشان را بسته اند و دست ها را گره کرده اند.... یوهان به فارسی دعا می کند.... طولانی.... خدا از توی دعاهایش دستش را می کند توی تنگ خشک دلم که دیرزمانی است خالی از ماهی است.... خدا از توی دهاعایش قلبم را گرم م...

    ادامه مطلب
  • این بارش سنگین

  • نیلوبلاگ

    ابری سنگین بر من می بارد و من ناخودآگاه آغوشی را طلب می کنم که سایبان این ابر شود.... ابر می بارد و من خیس خیس با قلب سرماخورده ام بی رمق و از پافتاده ظرف می شویم و جارو می کنم ...ته مانده های فراروایت پرواز و هم بالی را با پوست های میوه و تفاله های چای از خانه خارج می کنم ساعت نه.... به سی و دو سالگی محو توی اینه کدر آسانسور نگاه می کنم و دنبال چتر می گردم.... گاز را تمییز می کنم و پسرم را حمام میبرم....فرراویت با همه تداعی هایش همراه تفاله های چای و پوست های میوه سر کوچه است پس این حزن لعنتی از نبود چتر چه می کند توی سی و دوسالگی ام؟ ...

    ادامه مطلب
  • بیرون دیوارهای بودن

  • نیلوبلاگ

    یک جایی هم هست که دیگر دلت از زمین و زمان می گیرد... خفگی ات می کند از حجم رنج و دلگرفتگی.... از تعبیرهای آدم ها.... از هرچه تلاش برای خوب شدن رابطه ها و سیلی خوردن ها... از این همه غصه و درد و بیماری و رنجی که ریخته بین مردم.... از پا می افتی... باید پذیزفت بیرحمی دنیا را و دست از تلاش کشید.... سرم را به شیشه داغ اتوبوس خلوت ساعت سه بعدازظهر تکیه می دهم...اشک هایم را پاک نمی کنم و دلم می خواهد چراغ قرمز نوکیای قدیمی روشن شود.... اقیانوس آرام بیاید روی خط.... بگویم خسته ام اقیانوس آرامم.... بیا بزنیم به جاده ای که ما را ببرد بیرون دنیا.... بیرون بودن.... او حاضر شود به سرعت نور...

    ادامه مطلب
  • پاییز 95

  • نیلوبلاگ

    بوی پاییز پیچیده توی سرم....پر از حرفم....پر از دلتنگی و دلگیری....پر از زنانگی ارام مخصوص سی و دو سالگی.... پر از خاطره...دلشوره....لحظه های آنی خوشبختی.... پر از جنون های آنی سرسپردگی... اما سکوت می کنم..... به زیبایی کودک چهار زانو نشسته روی صندلی جلو نگاه می کنم و می رانم...به خانه می رسیم اما همچنان می رانم...کنار دیوار باغ آستانه آرام می رانم....کودکم آرام است....من ساکت و پر از اشک...دلم هوای ابی می کند...تویی شعر مجسم.....نه یک بار...نه صدبار....بوی پاییز پیچیده توی سرم و درونم غوغاست.... اما سکوت می کنم...

    ادامه مطلب